مخصوص خدا شود . پس اگر دست برداشتند ، تجاوز جز بر ستمكاران روا نيست . » « 1 » افزون بر اين ، در كتابهاى حديثى آمده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله اهل جمل را پيمانشكن ناميد و از عايشه به عنوان سوار بر مركبى ياد كرد كه سگان چاه « حوأب » [ در راه بصره ] بر او پارس مىكنند و بسيارى از مردم بر گرد او كشته مىشوند . « 2 »
( إنّ سعيدا و عبد اللّه بن عمر لم ينصرا الحقّ و لم يخذلا الباطل ) شرح آن در حكمت 17 گذشت . « 3 »
263 - و قال عليه السلام : « صاحب السّلطان كراكب الأسد يغبط بموقعه و هو أعلم بموضعه . »
ترجمه : همنشين پادشاه ، مانند شير سوارى است كه ديگران بر جايگاه او رشك مىبرند ، ولى خود مىداند كه در جاى خطرناكى قرار گرفته است .
شرح : مردم ، فرد شير سوار را دلير خوانده و از شجاعتش شگفتزده مىشوند ، ولى او خود بيش از هر چيز از خشم شير و ريختن خونش هراسناك است . چندى پيش در روزنامهها خواندم شير سيرك ، مربى خود را پس از مدتها همراهى كشت .
چه بسيارند كسانى كه از داشتن چيزى رنج مىبرند و ديگران در همان
هامش
( 1 ) .وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَبقره / 2 : 193 .
( 2 ) . نك : فضائل الخمسة من الصّحاح السّتة ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 475 ؛ مروج الذهب ، ج 2 ، ص 366 ؛ تاريخ ابن اثير ، ج 3 ، ص 97 .
( 3 ) . « خذلوا الحقّ و لم ينصروا الباطل » ( حق را خوار كرده ، باطل را نيز يارى نكردند ) .