تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
در صدد جبران بدى و جلب رضايت تو برآيد . به علاوه ، بايد توجه داشت ، نيكوكار به همه ، حتى كسانى كه به او بدى كرده‌اند ، خوبى مىكند ، بردبار از ديگران درمىگذرد و بزرگوار با بخيلان نسبت به خود ، سخاوتمند است . خداوند مىفرمايد : « [ بدى را ] به آن‌چه خود بهتر است دفع كن . در اين صورت ، كسى كه ميان تو و او دشمنى است ، گويى دوستى يكدل مىگردد . » « 1 » به درستى چه كسى جز نادان ، از دستور خدا روى مىگرداند ؟ ! « 2 »

158 - و قال عليه السلام : « من وضع نفسه مواضع التّهمة فلا يلومنّ من أساء به الظّنّ . »

ترجمه : كسى كه خود را در جايگاه تهمت قرار دهد ، نبايد جز خويشتن را نكوهش كند . شرح : هركس به جايگاه‌هاى بدگمانى نزديك شود ، ديگران به او شك كرده و بدين ترتيب ، با دست خود به خويشتن بدى مىكند . در روايت آمده
هامش
( 1 ) .ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌفصّلت / 41 : 34 . ( 2 ) . مبرّد از ابن عايشه از مردى از اهل شام روايت مىكند : به مدينه آمدم و مردى زيباروى را سوار بر استرى ديدم . دلم به او مشتاق شد . درباره او پرسيدم . گفتند : حسن بن حسن بن على است . دلم از كينه او پر گشت و به على عليه السّلام به سبب داشتن چنين فرزندى رشك بردم . به سويش رفتم و گفتم : آيا تو فرزند ابو طالبى ؟ گفت : من نواده اويم . آن‌گاه به او ناسزا گفتم . او گفت : گمان مىكنم ، غريبه‌اى ! گفتم : آرى . گفت : « نزد ما بيا ، اگر منزلى مىخواهى به تو مىدهيم ، اگر نيازمند پولى ، به تو مىبخشيم و اگر هر نياز ديگرى دارى كمكت مىكنيم . » پس از آن‌كه از او جدا شدم ، براى من كسى بر روى زمين محبوب‌تر از او نبود . الكامل ، مبرّد ، ج 2 ، ص 5 و 6 ؛ شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 378 .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 249 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى