اين گونه مىگفت : صاحب اين سخن حكمتآميز ، بيش از هزار و سيصد سال پيش ، از جايگاه علم و بزرگى آن در عصر ما و در همه دورههاى پس از خود خبر داده است .
( هلك خزّان الأموال و هم أحياء ) [ ثروتاندوزان مردهاند ؛ گرچه به ظاهر زنده باشند . ] آنان در لذت و خوشگذرانى غرقاند ، به سود دشمنان بشريت ، از انسانيت خود دست كشيده و به حساب دين ، وطن و مردم خود ، هر آنچه از آنها خواسته شده را به اجرا در مىآورند . [ اينان در واقع با اين كار ، ] خود را به نابودى كشاندهاند .
( و العلماء باقون ما بقي الدّهر ) [ دانشمندان ] بر خلاف گروه مقابل ، تا ملتى هست و از ثمره تعقل و كوشش آنها بهره مىبرد ، [ زندهاند ] .
( ها إنّ هاهنا لعلما جمّا . . . ) پيش از اين و به هنگام شرح فراز زير از خطبه 189 درباره علم امام عليه السّلام و سبب آن سخن گفتيم : « پيش از آنكه مرا نيابيد از من بپرسيد كه من به راههاى آسمان داناتر از راههاى زمينم . بپرسيد پيش از آنكه فتنهاى به شما روى آورد كه چون شتر بىصاحب گام بردارد و مهار خود را لگدكوب كند و عقول صاحب عقول را زايل نمايد . » « 1 »
امام عليه السّلام در ادامه به چهار گروه از جويندگان دانش در زمان خود اشاره مىفرمايد كه رتبه آنان از ناتوانى تا سهلانگارى گونهگون است و به همين رو ، شايستگى دريافت علم و حكمت امام عليه السّلام را ندارند :
هامش
( 1 ) . « سلوني قبل أن تفقدوني فلأنا بطرق السّماء أعلم منّي بطرق الأرض قبل أن تشغر برجلها فتنة تطا في خطامها و تذهب بأحلام قومها » .