( النّاس ثلاثة : فعالم ربّانيّ ) [ دانشمند الاهى ] كسى است كه خدا و شريعت او را شناخته و بر اساس آن عمل مىكند . ( و متعلّم علي سبيل نجاة ) هركس براى كسب دانش سودمند بكوشد و با تمام وجود به آن رو آورد ؛ بهگونهاى كه چيز ديگرى او را به خود مشغول نسازد ، رنج تحصيل را بر خود هموار كند و در اين راه شبها را بيدار بماند ، به شرافت علم رسيده و عالم خواهد شد و هرگاه بر همين اساس رفتار نمايد به سعادت و خوشبختى دنيا و آخرت دست مىيابد . [ اين نكته را هم بيافزاييم كه در اين راه ، معلم نقشى مهم بر عهده دارد و شايسته است مستقيم و غير مستقيم بر احوال شاگردان خود نظارت نمايد . ] در كتاب « الحكمة » ابن مسكويه آمده است : « افلاطون ( 427 - 347 ق م ) به معلمان شاگردان جوان مىگفت : از بين دانشآموزان ، شخصى را به عنوان رهبر بگماريد تا بر آنان نظارت كند . او بايد فردى ممتاز ، باهوش و معروف به خوشرفتارى باشد . البته فرقى نمىكند كه ثروتمند يا تهيدست باشد . هرگاه از مسير درست منحرف گشت ، كنار گذاشته و كس ديگرى جايگزين او مىشود . » « 1 » فرد مذكور شبيه رئيس انجمن دانشآموزان در دوران ما است ؛ با اين تفاوت كه امروزه ، نماينده انجمن را دانشآموزان برمىگزينند ، ولى در عصر افلاطون ، بنا به شرايط زمان از سوى استادان انتخاب مىشد . ( و همج رعاع ؛ أتباع كلّ ناعق يميلون مع كلّ ريح لم يستضيئوا بنور العلم و لم يلجئوا إلي ركن وثيق ) سخن از پستى نادانى و اخلاق نادانان ، همچون سخن از زيانهاى بيمارى و دردهاى مريضان ، غير لازم و بديهى است . كلام
هامش
( 1 ) . الحكمة الخالدة ، ص 157 ، چاپ دوم ، مصر .