تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
غارتگران گردد . طلاى زرد و الماس در افريقا و كائوچو در آسيا ، نمونه‌هاى ديگرى از اين دست به شمار مىآيند . كشورهاى آمريكاى لاتين و دولت‌هاى در حال توسعه كه بالغ بر يكصد و بيست كشورند ، در اين زمينه همداستان‌اند . بالاتر اين‌كه اينان تا گردن به اشغالگران چپاولگر بدهكارند . سرّ اين مطلب ، علم غارتگران و جهل غارت زده‌ها است . با اين همه ، دانش تنها مقياس براى درك زندگى ، قدرت و برترى در همه زمينه‌ها و پيشرفت بشر به شمار مىآيد . چه بسا در آينده‌اى دور يا نزديك دانشمندان به موجوداتى عاقل و متمدن در آن سوى منظومه شمسى دست يابند و براى پيشرفت زندگى با آنها تعامل نمايند . در اين صورت ، نسبت دوره ما به آن زمان ، مانند نسبت دوران سنگى به عصر كنونى خواهد بود . با اين بيان ، معناى سخن امام عليه السّلام را به خوبى درك مىكنيم كه فرمود : ( و العلم حاكم و المال محكوم عليه ) ؛ « دانش ، فرمانروا و مال فرمانبر است . » شاهد گوياى سخن امام عليه السّلام ، ما عرب هستيم كه با وجود داشتن ثروت ، غرب داراى علم و آگاهى ، بر ما چيره گشته و براى ثروت و دارايى ما تصميم‌گيرى مىكند . ما نيز گويا بر صندلى سينما به تماشا نشسته‌ايم . آنان با زبان عمل مىگويند : « پروردگارا ، بر علم ما بيافزا » « 1 » و ما با زبان سستى مىگوييم : « نادانى ما را افزون كن . » چند سال پيش ، مطلبى از يك نويسنده مصرى درباره « مال » خواندم . او با جلوه‌گرى و متكلفانه نوشته بود : « در گذشته حكيم فقير و تهيدستى چنين گفت : « ثروت بهتر از دانش است » » اگر اين فيلسوف‌نما اندكى علم مىداشت ،
هامش
( 1 ) .وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماًطه / 20 : 114 .