برداشته و چيزى را پنهان نكرده است . با اين حال ، چگونه مىتوان از فريب و نيرنگ دنيا سخن گفت ؟
( إنّ الدّنيا دار صدق لمن صدقها و دار عافية لمن فهم عنها . . . ) مقصود از راستى دنيا ، آشكار كردن پند و عبرتهاى آن است ؛ چنانكه امام عليه السّلام در خطبه 223 به اين حقيقت تصريح نمودند : « دنيا تو را نفريفته است ؛ تو خود فريفته دنيايى . دنيا عبرتها را برايت آشكار و تو را به تساوى آگاه كرد . » « 1 » [ از سوى ديگر ] تنها كسى با دنيا راستى مىورزد كه از پند و عبرتش سود مىبرد . در حكمت 297 سخن امام عليه السّلام را در اين باره نقل مىكنيم : « عبرتها [ ى دنيا ] چه فراواناند و عبرت پذيران چه اندك ! » « 2 » [ نتيجه آنكه : هركس در پى پند گرفتن از دنيا باشد ، دنيا نيز عبرتهايش را براى او آشكار خواهد كرد . ( و دار غنّي لمن تزوّد منها ) هركس براى يارى ناتوان و گرفتن حق او از قوى تلاش و مبارزه كند ، ثروتى بىحد و اندازه از دنيا اندوخته است . ( و دار موعظة لمن اتّعظ بها ) عطف تفسيرى است بر « دار صدق » ؛ سراى راستى . ( و قد آذنت ببينها و نادت بفراقها و نعت نفسها و أهلها ) با زبان حال ، فنا و نابودى خويش را به اهلش اعلام كرده است . جمله بعد امام عليه السّلام ، عطف تفسيرى بر اين جمله است : ( فمثّلت لهم ببلائها البلاء ) از بدىهاى خود پرده برداشت ؛ به گونهاى كه آن را با چشم خود ديدند . ( شوّقتهم بسرورها إلي السّرور ) [ دنيا ] آنان را به هر كارى كه عاقبتش بهشت و خشنودى خدا است ، مايل كرد . ( راحت بعافية و
هامش
( 1 ) . « ما الدّنيا غرّتك و لكن بها اغتررت و لقد كاشفتك العظات و آذنتك علي سواء » .
( 2 ) . « ما أكثر العبر و أقلّ الاعتبار » .