تغييرى نخواهى يافت . » « 1 » مقصود از « ملك ؛ فرشته » در اينجا عقل و حس آدمى و يا طبيعت و زبان حال است ؛ و گرنه صدايى كه شنيده نمىشود چه سودى خواهد داشت ؟
132 - و قال عليه السلام : « الدّنيا دار ممرّ لا دار مقرّ و النّاس فيها رجلان رجل باع نفسه فأوبقها و رجل ابتاع نفسه فأعتقها . »
ترجمه : دنيا گذرگاه عبور است ؛ نه جاى ماندن و مردم در آن دو دستهاند : يكى آنكه خود را فروخت و به تباهى كشاند و ديگرى آنكس كه خود را خريد و آزاد كرد .
شرح : گروه نخست ، خود و دينشان را در برابر لذتى گذرا به شيطان فروخته و در نتيجه خويشتن را نابود كردند . آنان در دين زيان كرده و خدا را با نوميدى و درماندگى ديدار خواهند كرد . دسته دوم ، خود را از شيطان و ريسمانهاى او رهانيده و دين خود را حفظ مىكنند . در دنيا آزاد و شريف و در آخرت خشنود و خداپسند خواهند زيست . جز اين دو حالت ، از كسى كه با مبارزه آشنا نيست ، بارى را بر دوش نكشيده و تلخى و سختى زندگى را نچشيده ، اميد خير نمىرود . « 2 »
هامش
( 1 ) .سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًااحزاب / 33 : 62 .
( 2 ) . روزى عمر بن عبد العزيز به ياران خود گفت : به من بگوييد نادانترين مردمان كيست ؟ گفتند :
كسى كه آخرت را به دنيايش بفروشد . گفت : نادانتر از او كسى است كه آخرتش را به دنياى ديگرى بفروشد . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 329 .