تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠

133 - و قال عليه السلام : « لا يكون الصّديق صديقا حتّى يحفظ أخاه في ثلاث : في نكبته و غيبته و وفاته . »

ترجمه : دوست حقيقى كسى است كه حقوق برادرش را در سه جايگاه نگهدارد : در روزگار گرفتارى ، آن هنگام كه حضور ندارد و پس از مرگ . شرح : از قديم درباره دوست در قالب شعر و نثر فراوان سخن گفته‌اند . « توحيدى » در اين باره كتابى با حجم بسيار نوشته است . شرط اساسى در دوستى ، وفادارى است . توضيح اين‌كه ، دوستان حقيقى در دردهاى يكديگر شريك بوده ، همديگر را دلدارى مىدهند و در زمانى كه دوستشان حاضر نيست ، از او حمايت مىكنند . در زندگى و مرگ ، به ياد هم بوده و پس از مرگ به نيابت از ديگرى كارهاى خير انجام مىدهند . « 1 » در شرح نامه 31 از دوستى و در تفسير خطبه 41 درباره وفادارى سخن گفته شد .

[ 134 - و قال عليه السلام : « من اعطي أربعا لم يحرم أربعا من اعطي الدّعاء لم يحرم الإجابة . . . ]

134 - و قال عليه السلام : « من اعطي أربعا لم يحرم أربعا من اعطي الدّعاء لم يحرم الإجابة و من اعطي التّوبة لم يحرم القبول و من اعطي الاستغفار لم يحرم المغفرة و من اعطي الشّكر لم يحرم الزّيادة . » ترجمه : كسى كه از چهار چيز بهره‌مند باشد ، از چهار چيز محروم نيست : با دعا از اجابت كردن ، با توبه از پذيرفته شدن ، با استغفار از آمرزش
هامش
( 1 ) . از حكيمى پرسيدند : سفر چه كسى از همه دور تر است ؟ پاسخ داد : آن‌كس كه در جست‌وجوى دوستى نيك به سفر رود . شخصى به سفيان ثورى گفت : ما را به همنشينى راهنمايى كن تا با او بنشينم . پاسخ گفت : آن ، گمشده‌اى است نايافتنى . شرح نهج البلاغه ، ج 18 ، ص 330 .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 210 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى