مىديد . چنين نگاهى ، در واقع ديدگاه و سخن عارفان است و در حقيقت خو و سرشت آنان بر اين اساس استوار گشته است . ازاينرو ، امام عليه السّلام جز در موارد ضرورى از خود تمجيد نكرد ؛ چنانكه يوسف نيز به خداوند گفت :
« من نگهبانى دانايم . » « 1 » افزون بر اين ، نمىپسنديد كه ديگران از وى ستايش كنند . به همين دليل به هنگام شنيدن تعريف و تمجيد ديگران ، به گونه بالا دعا نمود .
برخى در شرح اين حكمت گفتهاند : « امام عليه السّلام به دليل ترك اولا ، و نه انجام گناه آمرزش خواست . » آنانكه از درك حقيقت استغفار اولياى خدا در مىمانند ، در هر حالى ، حتى اگر از زبان معصوم بيان شود ، به توجيه آن در قالب « ترك اولا » پناه مىبرند . گويا اين گروه فراموش كردهاند كه استغفار ، سخن همه پيامبران و انسانهاى راستين بوده است .
100 - و قال عليه السلام : « لا يستقيم قضاء الحوائج إلّا بثلاث باستصغارها لتعظم و باستكتامها لتظهر و بتعجيلها لتهنؤ . »
ترجمه : برآوردن نيازهاى مردم تنها به سه چيز پايدار مىشود : كوچك شمردن آن تا خود بزرگ نمايد ، پنهان داشتن آن تا خود آشكار شود و شتاب در برآوردن آن ، تا گوارا باشد .
شرح : تفاوت « تعاون و هميارى » با « برآوردن نياز » آن است كه اولى نوعى كامل شدن به شمار آمده و هدف از آن مصلحت همگان است ، ولى
هامش
( 1 ) .إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌيوسف / 12 : 55 .