[ 98 - و سمع رجلا يقول إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
فقال : ]
98 - و سمع رجلا يقول
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
فقال : « إنّ قولنا
إِنَّا لِلَّهِ
إقرار على أنفسنا بالملك و قولنا
وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
إقرار على أنفسنا بالهلك . »
ترجمه : از شخصى شنيد كه مىگفت : « ما همه از خداييم و بازگشتمان به سوى او است . » فرمود : اين سخن ما كه مىگوييم « ما همه از آن خداييم » اقرارى است به بندگى و اينكه مىگوييم « بازگشت ما به سوى او است » اعترافى است به نابودى خويش .
شرح : كسى كه به بندگى و در اختيار غير بودن خود اعتراف مىكند تنها با اجازه صاحب و مالك ، حق تصرف در خود را دارد و در غير اين صورت ، غاصب و ستمگر به حساب خواهد آمد . همچنين هركس مرگ را بپذيرد بايستى با اقرار خويش هماهنگ بوده و همچون شخصى كه جاودانه خواهد ماند رفتار ننمايد .
[ 99 - و قال عليه السلام و مدحه قوم في وجهه ، فقال : . . . ]
99 - و قال عليه السلام و مدحه قوم في وجهه ، فقال : « اللّهمّ إنّك أعلم بي من نفسي و أنا أعلم بنفسي منهم اللّهمّ اجعلنا خيرا ممّا يظنّون و اغفر لنا ما لا يعلمون . »
ترجمه : گروهى در پيش روى حضرت ، ايشان را ستايش كردند . امام عليه السّلام [ به خداوند ] عرض كرد : بارخدايا تو مرا از خودم بهتر مىشناسى و من خود را بيشتر از آنان مىشناسم . خدايا مرا از آنچه اينان مىپندارند ، نيكوتر بدار و از آنچه نمىدانند درگذر .
شرح : امام عليه السّلام نه تنها خود ، بلكه همه چيز را در كنار خداوند كوچك