محقق مىبيند و اما چون به هوش آيد ، همه چيز را بر بادرفته مىبيند . تو همچون خوابى سرگردان و پريشانحال هستى . ( و أقسم باللّه إنّه لو لا بعض الاستبقاء . . . ) اگر بخواهم ، مىتوانم تو را از بين برم و وسيلههاى فراوانى براى آن دارم ؛ ولى بگذار همه چيز در مجراى خود رخ دهد . ( و اعلم أنّ الشّيطان قد ثبّطك عن أن تراجع أحسن أمورك . . . ) شيطان در بدن و روح تو درآمده و ديگر هيچ اميد خير و هدايت به تو نيست و تو تنها به خويش ، زيان مىرسانى .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 619
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٦١٩