بر او دشوار مىباشد و نمىداند . آيا آينده به سود او يا به زيانش خواهد بود ؛ گرچه تو آن كس نيستى امّا به تو شباهت دارد . به خدا سوگند ، اگر پرهيز از خونريزى در مهلت تعيين شده نبود ، ضربه كوبندهاى دريافت مىكردى كه استخوان را خرد ، و گوشت را بريزاند . معاويه بدانكه شيطان تو را نمىگذارد تا به نيكوترين كارت بپردازى و اندرزى كه به سود تو است ، بشنوى . درود بر آنان كه سزاوار درودند .
واژهشناسى
التردّد : ادامه و استمرار .
تحاولنى : از من طلب مىكنى يا مىكوشى كه تو را اجابت گويم .
يبهظه : بر او سنگينى مىكند .
القوارع : سختىها .
تهلس : ضعيف مىشود .
ثبّطك : تو را به تاخير مىاندازد يا منع مىكند .
ساختار ادبى
رأيى : مفعول « موهن » است .
فراستى : مفعول « مخطئ » است .
السطور : منصوب به نزغ خافض است .
كالمستثقل : خبر « انك » است .
إله ما يأتى : « له » خبر مقدم و « ما » مبتداى موخر است .
غير : بنابر استثنا نصب گرفته است .