شرح و تفسير
( فإنّي على التّردّد في جوابك و الاستماع إلى كتابك ) در خواندن نامههايت و پاسخ دادن به آنها زيادهروى كردم و گويا با ديوارى نابينا و ناشنوا سخن مىگويم . ابن ابى الحديد در شرح اين نامه مىنويسد : « آزادشدهاى كه از گروه « مؤلفة قلوبهم » بود و تنها به زبان ، مسلمان شده و جايگاه و منزلتى نزد مسلمانان نداشت و در آخرين رديف آنان قرار داشت ، چگونه چنين كسى به خلافت طمع مىكند . . . و امير مومنان مىگردد و سرنوشت اهل دين و نيكى را به دست مىگيرد . جاى بسى شگفتى است كه آنان بيست و سه سال با پيامبر جنگيدند و پيامبر آنان را نفرين كرد و آيات قرآن در نكوهش آنان نازل شد و چون پايههاى دولت استوار گشت ، بر آن چيره شدند و نيكان و پاكان را كشتند . . . كاش پيامبر خدا از نو زنده مىشد و معاويه و فرزندش يزيد و مروان و فرزندانش را در جاى خويش مىديد كه چگونه بر مسلمانان حكومت مىكنند . » « 1 »
( و إنّك إذ تحاولني الأمور و تراجعني السّطور . . . غير أنّه بك شبيه ) منظور از امور در اينجا حكومت شام و درخواست ولايتعهدى معاويه است . امام مىگويد كه اى معاويه ، تو به هرسو مىچرخى و نامه مىنگارى تا به آرزوى خود دست يا بى و من تو را برحذر داشتم و بازداشتم و باز تو نوميد نمىشوى . اين نشانگر غلبه شهوت و قدرت و هوس حكومت بر تو است .
تو همانند كسى هستى كه در خوابى عميق فرورفته و آرزويش را در خواب
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 18 / 64 .