استفاده مىكرد كه پيشينيان مشرك وى در مقابله با پيامبر خدا از آن استفاده مىكردند . آنان پيامبر خدا را ديوانه و جوياى قدرت خوانده و عليه او شايعهپراكنى كردند و سپس سپاهيانى براى جنگ با پيامبر فراهم آوردند .
معاويه نيز ابتدا به دروغپراكنى عليه امام و گمراه ساختن افكار عمومى پرداخت و سپس سپاهيانى از شاميان براى جنگ با اسلام و مسلمانان بسيج كرد . ( فإنّ الفتنة طالما أغدفت جلابيبها ) پيراهن نفاق و ريا را بر تن كردهاى و چهرهاى دروغين براى خويش ساختهاى . منظور از پيراهن در اين بند پيراهن عثمان است كه اهداف معاويه را در زير خود مىپوشاند . معاويه در پوشش اين پيراهن به خونريزى و تفرقهافكنى پرداخته ، راه رسيدن به حكومت و قدرت خويش را هموار مىساخت . روشن است كه تفرقه و آشوب تنها زمينه مناسب و راه رسيدن دزدان و راهزنان به قدرت است . ( و أغشت الأبصار ظلمتها ) فتنه در زير حجابى از ريا پنهان مىشود و چشمان را از ديدن حقايق مىپوشاند .
( و قد أتاني كتاب منك ذو أفانين من القول ) نامه تو سرشار از دروغ و تزوير و گمراهى بود . ( ضعفت قواها عن السّلم ) ضمير « ها » به « أفانين » بازمىگردد . امام مىگويد كه نامه تو سراسر شر و نادانى و حماقت و تكبر بود و با اين همه باز خواهان حكومت بر مردم هستى . ( كالخائض في الدّهاس ) تو همانند كسى هستى كه پاهايش در باتلاقى فرورفته و نيرويش را از دست داده است ( و الخابط في الدّيماس ) و يا كسى كه در ژرفاى تاريكىها به سر مىبرد و با اين همه بازخواهان حكومت و قدرت هستى . ( و ترقّيت إلى مرقبة بعيدة المرام نازحة الأعلام تقصر دونها الأنوق و يحاذى بها العيّوق ) معاويه از امام خواسته بود
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 580
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٨٠