( و ابتزازك لما قد اختزن دونك فرارا من الحقّ ) امام از جرات و گستاخى معاويه در گرفتن بيعت از مردم شام براى خويش ياد مىكند . معاويه به يقين مىدانست كه صحابه و توده مسلمانان از روى اختيار با امام بيعت كرده و در نتيجه خلافت حق طبيعى امام است و نيز مىدانست كه گرفتن بيعت از شاميان به اختلاف و تفرقه بين مسلمانان مىانجامد . معاويه براى رسيدن به اهداف خود ، استفاده از هروسيلهاى را جايز مىدانست . ( و جحودا لما هو ألزم لك من لحمك و دمك ) شيخ محمد عبده مىگويد : « بيعت معاويه با امير مومنان برخلافت از گوشت و خونش ضرورىتر بود . » « 1 » ابن ابى الحديد نيز مىنويسد : « معاويه در روز غدير حاضر بود و شنيد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درباره على عليه السّلام گفت : هركس من مولاى او باشم ، على عليه السّلام مولاى اوست . همچنين در روز تبوك كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : تو براى من همانند هارون براى موسى هستى . . . معاويه مىدانست كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام گفته است : جنگ با تو جنگ با من و آشتى با تو آشتى با من است . . . خدايا با دشمن على عليه السّلام دشمنى كن . » « 2 » شنيدن اين روايات و ديدن آن صحنهها براى كسى كه قلبش گمراه شده باشد ، سودى ندارد .
( فاحذر الشّبهة و اشتمالها على لبستها ) منظور از شبهه در اينجا نسبت دادن قتل عثمان به امام عليه السّلام از روى دروغ و افترا است . منظور از فراگيرى آن نيز آن است كه معاويه ، اين شبهه دروغ را دين و منش خود ساخته بود . تعبير « على لبستها » نيز اشاره به آفات و ضعف اين شبهه دارد . معاويه از همان شيوهاى
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 3 / 125 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه : 18 / 24 .