قريش و ثقيف از اسلام خارج شدند و كار مسيلمة و طليحة بالا گرفت . » « 1 » مسلمانان با شنيدن خبر تصميم طليحة به غارت مدينه ، در كنار يكديگر قرار گرفته و همگى در جنگ با وى همصدا شدند . امام نيز از كنارهگيرى به درآمد و براى جنگ با طليحه از مدينه بيرون رفت . طليحة شبانه به مدينه يورش آورد و مسلمانان در كمين او بودند . در نتيجه او شكست خورده و سپاهيانش كشته و متفرق شدند . طليحة خود نيز به شام فرار كرد و در آنجا براى فرار از قتل دوباره اسلام آورد و پس از مرگ ابو بكر نزد عمر آمد و با وى بيعت كرد .
( فخشيت إن لم أنصر الإسلام و أهله أن أرى فيه ثلما أو هدما تكون المصيبة به عليّ أعظم من فوت ولايتكم . . . ) امام در اين بند با همه مسلمانان و نه خصوص مصريان سخن مىگويد . امام مىفرمايد كه نگران حفظ دين محمد بود و براى همين از خانه بيرون آمد و در جنگ با مرتدان شركت كرد و از مدينه دفاع كرد و براى دفاع از دين از حق شخصى خود گذشت ؛ چرا كه دين از همگان بالاتر است و پيامبران همه چيزشان را در راه آن فدا كردند . امام نيز از خلافت و رهبرى براى حفظ دين گذشت . پيش از اين گذشت كه امام برمبناى مقام و منصب و فزونى يا كمى پيروان ، ارزشگذارى نمىكند ؛ بلكه خوشنودى و پاداش خداوند ، معيار خير از نظر امام است . امام در اينباره مىفرمايد : « هر نعمتى بىبهشت ناچيز ، و هربلايى بىجهنّم ، عافيت است . » « 2 » و نيز « فقر و
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن اثير : 2 / 144 و نيز نك : تاريخ ابن خلدون : 2 / 65 .
( 2 ) . « كلّ نعيم دون الجنّة فهو محقور و كلّ بلاء دون النّار عافية » نهج البلاغه : حكمت 386 .