تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
در كتاب « شرح مواقف » در باب امامت آمده است : « پذيرش يك يا دو نفر از اهل حل‌وعقد براى اثبات امامت كسى كافى است و ديگر مسلمانان بايد از او پيروى كنند ؛ چرا كه صحابه به بيعت عمر با ابو بكر و بيعت عبد الرحمان بن عوف با عثمان بسنده كردند . » « 1 » بنابراين بيعت عمر ، عامل به خلافت رسيدن ابو بكر بود و بيعت عبد الرحمان بن عوف نيز چنين بود . ( فأمسكت يدي ) از همگان كناره گرفتم و در خانه نشستم . ( حتّى رأيت راجعة النّاس قد رجعت عن الإسلام . . . ) امام به ماجراى طليحة « 2 » بن خويلد اسدى و همراهى مرتدان با وى براى حمله به مدينه اشاره مىكند . « 3 » ابن اثير در شرح حوادث سال يازدهم هجرى مىنويسد : « بسيارى از مردم عرب پس از رحلت پيامبر مرتد شدند و آشوب همه‌جا را فراگرفت و همه قبايل به جز
هامش
( 1 ) . شرح مواقف : 3 / 265 . ( 2 ) . او طليحة بن خويلد بن نوفل بن نضلة بن اشتر بن حجوان اسدى است كه در سال نهم هجرى به همراه قبيله‌اش به مدينه هجرت كرد و اسلام آورد . سپس از اسلام بازگشت و ادعاى نبوت كرد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز ضرار بن ازور را براى سركوبى وى فرستاد . او ضربه‌اى با شمشير به وى زد ؛ ولى ضربه در وى كارگر نيفتاد . ازاين‌رو بين مردم شهرت يافت كه سلاح در طليحة اثر نمىگذارد . پيروانش پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رو به فزونى گذاشت و تصميم گرفت به مدينه حمله كند كه موفق نشد و سرانجام در دوره خلافت عمر از دنيا رفت . نك : سير اعلام النبلا : 1 / 316 ؛ الوافى بالوفيات : 16 / 495 ؛ جمهرة ابن حزم : 196 ؛ الاصابة : 2 / 234 ؛ اسد الغابة : 2 / 477 ؛ الاستيعاب : 2 / 237 ؛ تاريخ دمشق : 25 / 149 ؛ اكمال الكمال : 1 / 81 ؛ الثقات ابن حبان : 2 / 168 ؛ كنز العمال : 14 / 551 ح 39581 ؛ المعجم الكبير : 4 / 214 ؛ تحفة الاحوذى : 6 / 396 ؛ تاريخ طبرى : 2 / 433 و 3 / 50 ؛ شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد : 17 / 153 . ( 3 ) . تاريخ طبرى : 2 / 431 ؛ تاريخ ابن اثير : 2 / 142 .