تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
بىنيازى ما پس از عرضه شدن بر خدا آشكار خواهد شد . » « 1 » از اين‌رو امام دنيا را خوار و كوچك شمرده و به عطسه بزى مانند كرده است : « دنياى شما نزد من از آب بينى بزغاله‌اى بىارزش‌تر است . » « 2 » و در جاى ديگرى به تكه برگى در دهان ملخ : « دنياى شما نزد من خوارتر و بىارزش‌تر از خاشاكى در دهان ملخى است . » « 3 » در اين‌جا نيز دنيا به سراب تشبيه شده است . ( فنهضت في تلك الأحداث ) منظور از « احداث » ارتداد مردم و ديگر فتنه‌هاى پس از رحلت پيامبر است كه نزديك بود اسلام را به كلى از بين برند . ( حتّى زاح الباطل و زهق و اطمأنّ الدّين و تنهنه ) سرانجام همه چيز آرام شد و اسلام در شرق و غرب جهان گسترده گشت . ( إنّي و اللّه لو لقيتهم واحدا و هم طلاع الأرض كلّها ما باليت و لا استوحشت . . . ) ضمير « هم » به فتنه‌انگيزان مانند اهل رده و اصحاب جمل و شاميان بازمىگردد . على عليه السّلام مىگويد كه او با همه دسيسه‌چينان عليه اسلام دشمن است ؛ هرچند سرتاسر زمين از ايشان آكنده گردد . او تا زمانى در صلح و سازش است كه اسلام در امان باشد و تنها نسبت به او ظلم و ستم روا شده باشد : « همانا مىدانيد كه من سزاوارتر از ديگران به خلافت هستم . سوگند به خدا به آن‌چه انجام داده‌ايد گردن مىنهم تا هنگامى كه اوضاع مسلمين رو به راه باشد و از هم نپاشد و جز من به ديگرى ستم
هامش
( 1 ) . « الغنى و الفقر بعد العرض على اللّه » نهج البلاغه : حكمت 445 . ( 2 ) . « لألفيتم دنياكم هذه أزهد عندي من عفطة عنز » نهج البلاغه : خطبه 3 . ( 3 ) . « و إنّ دنياكم عندي لأهون من ورقة في فم جرادة تقضمها » نهج البلاغه : خطبه 224 .