رضى نيز در آغاز آنچنين گفته است : « نامهاى كه به هنگام ولايت مالك بر مصر براى مردم آن نگاشته شده و به دست مالك سپرده شد . »
( أمّا بعد فإنّ اللّه سبحانه بعث محمّدا ص نذيرا للعالمين . . . فلان يبايعونه ) خداوند پيامبر را براى مژده دادن به فرمانبرداران و بيم دادن به نافرمايان فرستاد و او شاهدى بر پيامبران پيش از خود بود : « اى پيامبر ما تو را گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم و دعوتكننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناك . » « 1 » پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اختلافاتى بين صحابه ، پيرامون خلافت شكل گرفت . امام هرگز نمىپنداشت كه كسى از صحابه ، خليفهاى غير از او را برگزيند . از اينرو با شنيدن خبر رسيدن ابو بكر به خلافت در اثر فشارهاى عمر در سقيفه ، غافلگير شد . منظور از واژه « فلان » در سخنان امام ، ابو بكر است و « الناس » به عمر و پيروانش در سقيفه اشاره دارد . البته واژه « ناس » در قرآن بر يك نفر نيز اطلاق شده است . « 2 » به هررو ابو بكر بدون بيعت عمر نمىتوانست به خلافت برسد .
هامش
( 1 ) .يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً * وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراًاحزاب / 33 : 45 - 46 .
( 2 ) .الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ( همان كسانى كه [ برخى از ] مردم به ايشان گفتند : مردمان براى [ جنگ با ] شما گرد آمدهاند ، پس از آن بترسيد و [ لى اين سخن ] بر ايمانشان افزود و گفتند خدا ما را بس است و نيكو حمايتگرى است ) .
آل عمران / 3 : 173 . براى آگاهى بيشتر نك : تفسير الكشاف ، زمخشرى : 1 / 441 ؛ تفسير فخر رازى : 3 / 145 ؛ زاد المسير فى علم التفسير ، ابن جوزى : 1 / 504 ؛ التسهيل لعلوم التنزيل ، كلبى :
1 / 124 ؛ فتح القدير ، شوكانى : 1 / 400 ؛ تفسير القرطبى : 4 / 279 .