دستت دچار تندروى شد - كه گاه مشتى سبب كشتن كسى مىگردد ، چه رسد به بيش از آن - مبادا غرور قدرت ، تو را از پرداخت خونبها به بازماندگان مقتول بازدارد .
واژهشناسى
العلل : ترفندهايى كه يكى از دو طرف قرارداد براى رهايى از آن به كار مى بندند .
لحن القول : سخنى كه قابل توجيه باشد .
التبعة : مسئوليت .
الطلبة : بازخواست .
القود : قصاص .
افرط : زيادهروى كرد .
ساختار ادبى
اياك : مفعول براى فعل محذوف « احذرك » است .
شرح و تفسير
( و لا تعقد عقدا تجوّز فيه العلل ) در عقد هرپيمان و قراردادى ، واژهها و تعابير كاملا واضح و روشنى به كار ببر تا زمينه اختلاف و درگيرى پيش نيايد .
( و لا تعوّلنّ على لحن قول بعد التّأكيد و التّوثقة ) اگر پيمانى را پذيرفتى و آن را محكم ساختى ، ديگر در پى بهانهجويى و بازى با الفاظ براى فرار از آن نباش كه اين نوعى ريا و نفاق است . ظاهرعبارات در قراردادها حجت و معتبر است و هرگونه ادعايى بر خلاف آنها پذيرفته شده نيست . ازاينرو حدود