آموزههاى اخلاقى عقل هستند . البته كشتن برخى انسانها براى دفاع از جان انسانهاى ديگر در موارد خاص خود جايز و بلكه ضرورى است . ازاينرو حكم قصاص در شريعت اسلامى آمده است : « اى خردمندان ، شما را در قصاص ، زندگانى است ، باشد كه به تقوا گراييد . » « 1 » بنابراين كشتن هيچيك از انسانها جز بنابر حق و عدل جايز نيست . امام بيش از هرچيز ديگرى از خونريزى بيزار است و تنها در موارد ضرورى از كشتن براى مقابله با خشونت و جنايت استفاده مىكند . ازاينرو امام به كارگزار خود توصيه مىكند كه كيفر قتل را پس از بررسى دقيق جرم و سنجش آن با ترازوى عدالت تعيين كند . ( و اللّه سبحانه مبتدئ بالحكم بين العباد فيما تسافكوا من الدّماء يوم القيامة ) داورى خداوند و پاداش كيفرهايش در جهان ديگر همانند اين جهان نيست كه بتوان آن را به تأخير انداخت و يا ملغى كرد ؛ بلكه حكم خداوند در آن جهان در يك لحظه آشكار مىشود . . . كه خدا زودشمار است . « 2 » بنابراين تعبير « مبتدئ بالحكم » به معناى شروع زمانى نيست و تنها گوياى اهميت ويژه گناه آدمكشى در شريعت اسلامى است .
( فلا تقوّينّ سلطانك بسفك دم حرام ) راههاى چندى براى دستيابى به حكومت وجود دارد : وراثت يا تعيين از سوى حاكم سابق ، انتخابات ، انقلاب ، فشار افكار عمومى و احزاب و نهادهاى اقتصادى و . . . اما پايدارى و استمرار حكومت تنها از راه رضايت عمومى مردم از حاكمان به دست مىآيد . مردم از حاكمى رضايت دارند كه رنجهايشان را احساس كرده و در
هامش
( 1 ) .وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَبقره / 2 : 179 .
( 2 ) .إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِمائده / 5 : 4 .