رفع آنها تلاش كند . ( فإنّ ذلك ممّا يضعفه و يوهنه بل يزيله و ينقله ) ستم و خونريزى سبب تزلزل پايههاى حكومت مىشود . حاكمان ستمگر براساس هواهاى نفسانى خود حكومت مىكنند و قدرت حق را ناديده مىگيرند ؛ اما حق از قدرت و اسلحهاى برخوردار است كه با چشم ديده نمىشود .
ملتهاى ستمديده در بند ظلم و ستم نخواهند ماند و غل و زنجير را روزى از دست و پاى خود خواهند گسست . نمونههاى فراوانى از اين سنت در طول تاريخ ديده مىشود .
( و لا عذر لك عند اللّه و لا عندي في قتل العمد لأنّ فيه قود البدن ) قتل ممكن است به صورت عمد يا از روى خطا و يا شبه عمد باشد . فقيهان در توضيح قتل عمد ، آن را تصميم به كشتن فردى از روى آگاهى و قصد و نيت دانستهاند . كيفر اينگونه قتل ، قصاص است : « و در [ تورات ] بر آنان مقرر كرديم كه جان در مقابل جان و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان مىباشد و زخمها [ نيز به همان ترتيب ] قصاصى دارند و هركه از آن [ قصاص ] درگذرد پس آن كفاره [ گناهان ] او خواهد بود و كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكردهاند آنان خود ستمگرانند . » « 1 » ( و إن ابتليت بخطإ و أفرط عليك سوطك أو سيفك أو يدك بالعقوبة ) امام پس از اشاره به قتل عمد كه كيفر آن قصاص است ، از قتلهايى ياد مىكند كه كيفرشان ديه است . فقيهان اين نوع قتل را به دو دسته « قتل خطا » و « قتل شبه عمد » تقسيم كردهاند . گونه نخست در جايى است كه قاتل
هامش
( 1 ) .وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ »مائده / 5 : 45 .