سياست حكومتى على عليه السّلام چنين است كه او خود همه سختىها را بر دوش مىگيرد و حق نظارت و حسابرسى را به مردم مىدهد . نمونه واقعى مردمسالارى در حكومت امام على عليه السّلام ديده مىشود و ديگر نمونهها جز پندارهايى فريبنده نيستند .
( و لا تدفعنّ صلحا دعاك إليه عدوّك و للّه فيه رضا فإنّ في الصّلح دعة لجنودك ) شرط اساسى هرپيمان صلحى آن است كه خشنودى خدا را در پى داشته باشد ؛ چه اينكه هردزد و قاتلى نيز به شرط برخوردارى از آزادى عمل ، خواهان صلح است . نمونه بارز اين مطلب در استعمار نوين ديده مىشود كه حكومتى مزدور را در كشورهاى مستعمره گمارده و اقتصاد آن كشورها را به سمت حفظ منافع استعمارگران گردانده و خود از آن كشور بيرون مىروند .
خشنودى خدا در عقد پيمانهاى صلح به معناى ضمانت امنيت و آزادى و ديگر حقوق مردم است . ( فان فى الصلح دعة لجنودك و راحة من همومك و أمنا لبلادك ) آسايش سپاهيان و گسترش امنيت در كشور بدون وجود صلحى كه بر پايه حق و عدل استوار گشته و خشنودى خداوند را در پى داشته باشد ، ممكن نيست .
( و لكن الحذر كلّ الحذر من عدوّك بعد صلحه . . . ) پيدايش تفاهم بين تو و دشمن سبب نشود كه به او اعتماد كنى و از او برحذر نباشى ؛ هرچند شرايط صلح ، عادلانه و درست باشند . دشمن در هرفرصتى به جستجوى پيمانشكنى برآمده و قصد ضربه زدن به تو را دارد ؛ پس او را در هرحال زير نظر گير و با او به احتياط رفتار كن . ( و إن عقدت بينك و بين عدوّك عقدة أو ألبسته منك . . . ) اگر پيمانى را امضاء كردى ، ديگر امكان رهايى از آن وجود
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 491
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٩١