( فاحسم مادّة أولئك بقطع أسباب تلك الأحوال ) همه اسباب و زمينههاى ستمكارى و كبرفروشى نزديكان و اطرافيانت را برچين . از آنان تنها براى مشورت يارى بخواه و منصبى به آنان نبخش و زمين يا ملك ديگرى در اختيارشان نگذار تا از راه آن به آزار ديگران نپردازند . ( في شرب ) منابع آب را در اختيارشان نگذار تا از راه احتكار آن به آزار ديگران نپردازند . ( أو عمل مشترك ) اختيار دارايىهاى مشترك مانند قنات و چاه و راه و هرگونه خدمات عام المنفعه را در اختيارشان نگذار . ( يحملون مئونته على غيرهم ) ضمير در فعل « يحملون » و نيز ضميرهاى بعدى به كشاورزان همسايه بازمىگردد . ضمير « مئونته » نيز به اموال عمومى بازمىگردد . منظور از « بالغير » نيز دولت يا هر فرد نيكوكارى است . امام مىگويد كه راههاى عمومى و جادههاى روستايى و ديگر منافع مشترك بين همه مردم ، از اموال عام المنفعه به شمار مىروند .
بنابراين اگر والى قطعه زمينى به اطرافيان و نزديكان خود ببخشد ، آنان اموال عمومى را به انحصار خود درآورده و ديگران را از آنها منع مىكنند . ( فيكون مهنأ ذلك لهم دونك ) اطرافيان و نزديكان والى خود به تنهايى از اين اموال بهره برده و هيچ سودى به والى نمىرسانند .
( و ألزم الحقّ من لزمه من القريب و البعيد و كن في ذلك صابرا محتسبا . . . ) حق را از غاصب آن بازپس گير و در اين كار مراعات هيچكس را نكن و اگر در اين راه ، آزار ديدى ، بردبار باش و پاداش خود را از خدا بخواه . ( و إن ظنّت الرّعيّة بك حيفا فأصحر لهم بعذرك و اعدل عنك ظنونهم بإصحارك ) با مردم در همه چيز به صراحت سخن بگو و چيزى را از آنان پنهان نكن و اگر تو را متهم كردند ، دلايل بىگناهى خود را بيان كن . اين شيوه سبب مىشود كه دلهاى
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 489
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٨٩