البؤسى : شدت تنگدستى .
الزمنى : جمع « زمين » به معناى معلول .
القانع : كسى كه به دارايى خود بسنده كرده و در پى گدايى برنمىخيزد .
المعترّ : كسى كه درخواست كمك از ديگران مىكند .
صوافى الاسلام : اموالى كه از آن همه مسلمانان است .
لا تصعّر خدّك : تكبر و خودبينى را فروگذار .
تقتحمه العيون : او را حقير و ناچيز مىانگارند .
ثقتك : كسى كه به او اعتماد مىكنى .
الاعذار : ضعف و ناتوانى .
تقعد عنهم جندك : به سربازان دستور مىدهى كه به آنان تعرض نكنند .
المتتعتع : نگرانى و سرافكندگى .
تقدس : پاك نمىشود .
الضيق : صفت كسى است كه شرح صدر ندارد .
الانف : استنكاف .
ساختار ادبى
اللّه اللّه : مفعول فعل محذوف بوده و در اصل چنين است : « اتقوا اللّه » يا « اللّه اللّه احذروا » . تكرار « اللّه » نيز از باب تأكيد است .
غير متتعتع : حال براى « متكلمهم » است .
شرح و تفسير
( ثمّ اللّه اللّه في الطّبقة السّفلى من الّذين لا حيلة لهم . . . ) طبقه فرودست جامعه از گروه سپاهيان و قاضيان و كارمندان دولت و صنعتگران نيستند . آنان