للضّعيف فيها حقّه من القويّ غير متتعتع ثمّ احتمل الخرق منهم و العيّ و نحّ عنهم الضّيق و الأنف يبسط اللّه عليك بذلك أكناف رحمته و يوجب لك ثواب طاعته و أعط ما أعطيت هنيئا و امنع في إجمال و إعذار . ( 21 ) »
ترجمه
سپس خدا را خدا را در خصوص طبقات پايين و محروم جامعه ، كه هيچ چارهاى ندارند ، [ و عبارتند ] از زمينگيران ، نيازمندان ، گرفتاران ، دردمندان .
همانا در اين طبقه محروم گروهى خويشتندارى كرده ، و گروهى به گدايى دست نياز برمىدارند ، پس براى خدا پاسدار حقّى باش كه خداوند براى اين طبقه معيّن فرموده است : بخشى از بيت المال ، و بخشى از غلههاى زمينهاى غنيمتى اسلام را در هرشهرى به طبقات پايين اختصاص ده ، زيرا براى دورترين مسلمانان همانند نزديكترين آنان سهمى مساوى وجود دارد و تو مسئول رعايت آن مىباشى . مبادا سرمستى حكومت ، تو را از رسيدگى به آنان بازدارد ، كه هرگز انجام كارهاى فراوان و مهم عذرى براى ترك مسئوليّتهاى كوچكتر نخواهد بود . همواره در فكر مشكلات آنان باش ، و از آنان روى برمگردان ، بهويژه امور كسانى را از آنان بيشتر رسيدگى كن كه از كوچكى به چشم نمىآيند و ديگران آنان را كوچك مىشمارند و كمتر به تو دسترسى دارند .
براى اين گروه ، از افراد مورد اطمينان خود كه خداترس و فروتنند فردى را انتخاب كن ، تا پيرامونشان تحقيق و مسائل آنان را به تو گزارش كند . سپس در رفع مشكلاتشان بهگونهاى عمل كن كه در پيشگاه خدا عذرى داشته