آمده و اگر فروشنده كشته شود خونش هدر است . » « 1 » درباره احتكار به تفصيل در كتاب « فقه الامام جعفر الصادق عليه السّلام » سخن گفته شده است . « 2 »
( و ليكن البيع بيعا سمحا ) كالا به بهايى مناسب فروخته شود . ( بموازين عدل ) حق هيچيك از فروشنده و خريدار ضايع نشود . ( و أسعار لا تجحف بالفريقين من البائع و المبتاع ) انسان حق تصرف مطلق در مال و جان خويش ندارد و هر گونه تصرف در حقوق شخصى مشروط به عدم ضرررسانى به ديگران است .
( فمن قارف حكرة بعد نهيك إيّاه فنكل به و عاقبه ) احتكار گناهى بزرگ است و حاكم مىتواند محتكران را برمبناى مجازات شرعى كيفر دهد و اگر كيفر مناسب در متون شرعى بيان نشده ، حاكم مىتواند محتكر را بنا به تشخيص خود و به شرط عدم مخالفت با قرآن و سنت مجازات كند . عبارت زير در نامه امام به همين شرط اشاره دارد : ( في غير اسراف ) . اسلام به تنظيم روابط مردم پرداخته و در اين امر ، مصلحت عمومى را مدنظر قرار داده است و در صورت عدم امكان تأمين مصلحت همگى ، مصلحت اكثريت مبنا قرار مىگيرد .
هامش
( 1 ) . مسالك الافهام : 12 / 121 و نيز نك : المبسوط ، طوسى : 6 / 286 ؛ جواهرالفقه ، ابن البراج : 208 ؛ مختلف الشيعة : 8 / 338 ؛ مجمع الفائدة : 11 / 327 ؛ جواهرالكلام : 36 / 437 ؛ الشرح الكبير :
11 / 104 ؛ كشف القناع : 6 / 251 ؛ المغنى : 1 / 180 .
( 2 ) . اين كتاب از آن نويسنده است كه در شش جلد از همين ناشر منتشر شده است . براى آگاهى بيشتر درباره احتكار نك : النهاية ، شيخ طوسى : 374 ؛ المبسوط ، شيخ طوسى : 2 / 196 ؛ قواعد الاحكام :
2 / 11 ؛ مختلف الشيعة : 5 / 38 ؛ منتهى المطلب : 2 / 1007 ؛ تذكرة الفقها : 1 / 585 ؛ المقنع : 372 ؛ نهاية الاحكام : 2 / 513 .