از نامه به بازرگانان جزء و خردهفروش اشاره دارد ؛ زيرا شركتهاى بزرگ تجارى و چندمليتى در آن دوره وجود نداشتند .
( ثمّ استوص بالتّجّار و ذوي الصّناعات و أوص بهم خيرا ) پيشهوران كالاهاى مورد نياز مانند پوشاك و اسلحه و لوازم خانگى و كشاورزى را توليد مىكنند و بازرگانان ، اين كالاها را به دست مصرفكنندگان مىرسانند . حاكم بايد به هردو گروه توجه نشان دهد زيرا جامعه از آنها بىنياز نيست و بهبود كار آنان به گسترش آسايش در بين مردم مىانجامد . امروزه صنعت از بزرگترين معيارهاى نيرومندى جامعه به شمار رفته و عامل پيشرفت ديگر بخشهاى اقتصادى مانند كشاورزى و بازرگانى نيز است . بنابراين تشويق و گسترش صنعت ، به افزايش توليد در همه زمينهها مىانجامد .
( فإنّهم موادّ المنافع و أسباب المرافق و جلّابها من المباعد و المطارح . . . ) بازرگانان كالاهاى افزون بر نياز مردم هرشهرى را به شهرهاى ديگر مىبرند تا كالاى مورد نياز هرمنطقهاى را به مردم آن رسانده و خود نيز از اين راه سود برند . بنابراين آنان فاصله بين توليدكننده و مصرفكننده را از ميان برمىدارند . امام در فقره بعدى به اين مطلب اشاره دارد : ( و حيث لا يلتئم النّاس لمواضعها ) . بازرگانان در كنار انتقال كالاها ، دين و عقيده و فرهنگ خود را نيز به جاهاى ديگر مىبرند . اسلام در بسيارى سرزمينها به همين شيوه گسترش يافت . عقاد در اينباره مىنويسد : « امروزه صد ميليون مسلمان در آفريقا هستند و همين تعداد در سوماترا و جاوه زندگى مىكنند و نزديك به همين عدد در پاكستان هستند و در چين و كشورهاى مجاور آن نيز به همين تعداد
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 464
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٦٤