كنندهاند ، كه تنها با زورگويى به سود خود مىانديشند . و كالا را به هرقيمتى كه مىخواهند مىفروشند ، كه اين سودجويى و گرانفروشى براى همه افراد جامعه زيانبار ، و عيب بزرگى بر زمامدار است . پس ، از احتكار كالا جلوگيرى كن ، كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن جلوگيرى مىكرد ، بايد خريدوفروش در جامعه اسلامى ، به سادگى و با موازين عدالت انجام گيرد ، با نرخهايى كه بر فروشنده و خريدار زيانى نرساند . كسى كه پس از منع تو احتكار كند ، او را كيفر ده تا عبرت ديگران شود ، امّا در كيفر او اسراف نكن .
واژهشناسى
اضطرب التاجر بماله : بازرگان سرمايه خود را از شهرى به شهرديگر منتقل مىكند .
المترفق ببدنه : كسى كه كار بدنى به عهده دارد .
المرافق : منافع .
المباعد ، المطارح : مكانهاى دور .
البائقة ، الغائلة : فتنه و شر .
ضيقا : سختگير در برخورد .
المبتاع : مشترى .
ساختار ادبى
استوص : مفعول آن حذف شده و در اصل چنين بوده است : « اوص نفسك »
المقيم : بدل مفصل از مجمل است و ضمير « بهم » مبدلمنه است .
بموازين : جار و مجرور متعلق به محذوف و خبر « ليكن » است .