تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
كننده‌اند ، كه تنها با زورگويى به سود خود مىانديشند . و كالا را به هرقيمتى كه مىخواهند مىفروشند ، كه اين سودجويى و گران‌فروشى براى همه افراد جامعه زيانبار ، و عيب بزرگى بر زمامدار است . پس ، از احتكار كالا جلوگيرى كن ، كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از آن جلوگيرى مىكرد ، بايد خريدوفروش در جامعه اسلامى ، به سادگى و با موازين عدالت انجام گيرد ، با نرخ‌هايى كه بر فروشنده و خريدار زيانى نرساند . كسى كه پس از منع تو احتكار كند ، او را كيفر ده تا عبرت ديگران شود ، امّا در كيفر او اسراف نكن .

واژه‌شناسى

اضطرب التاجر بماله : بازرگان سرمايه خود را از شهرى به شهرديگر منتقل مىكند . المترفق ببدنه : كسى كه كار بدنى به عهده دارد . المرافق : منافع . المباعد ، المطارح : مكان‌هاى دور . البائقة ، الغائلة : فتنه و شر . ضيقا : سختگير در برخورد . المبتاع : مشترى .

ساختار ادبى

استوص : مفعول آن حذف شده و در اصل چنين بوده است : « اوص نفسك » المقيم : بدل مفصل از مجمل است و ضمير « بهم » مبدل‌منه است . بموازين : جار و مجرور متعلق به محذوف و خبر « ليكن » است .