كردهاند . « 1 » ازاينرو امام در بند اخير از تعبير هركارى و نه هرنامهاى استفاده كرده است . كارهاى دولت فراوان و متنوع هستند و رسيدگى به آنها به كارگزاران و كارمندان فراوانى نياز دارد . بنابراين اداره درست امور اقتضا مىكند كه كارهاى مختلف بهطور منظم در گروههايى دستهبندى شده و هر كسى در كار مناسب خود گمارده شود . تقسيم و توزيع مسئوليتها به استوارى و بهبود اوضاع مىانجامد . امام در پايان وصيتنامهاش به امام حسن عليه السّلام مىفرمايد : « براى هريك از خدمتكاران خود كارى مشخص برگزين تا بتوانى از او در اينباره بازخواست به عمل آورى كه اين شيوه براى پرهيز از بهانهجويى در انجام مسئوليتها پسنديدهتر است . » « 2 » ( و مهما كان في كتّابك من عيب فتغابيت عنه ألزمته ) حاكم بايد اخبار كارگزاران و كارمندان خود را جويا شود و از كار آنها بهطور كامل آگاه باشد تا بدكارى و نيكوكارىشان آشكار گردد . اگر حاكم چنين نكند در برابر خداوند مسئول بوده و به سختى كيفر مىشود .
پيشهوران و بازرگانان ( 19 )
« ثمّ استوص بالتّجّار و ذوي الصّناعات و أوص بهم خيرا المقيم منهم و المضطرب بماله و المترفّق ببدنه فإنّهم موادّ المنافع و أسباب المرافق و جلّابها من المباعد و المطارح في برّك و بحرك و سهلك و جبلك و حيث لا يلتئم النّاس لمواضعها و لا يجترءون عليها فإنّهم سلم
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 17 / 76 .
( 2 ) . « و اجعل لكل انسان من خدمك عملا تأخذه به فانه احرى الا يتواكلوا فى خدمتك » نهج البلاغه : نامه 31 .