منك ) كارگزاران و كارمندان و ديگر افراد زيردست تو را ، نصيحت و اندرز مىدهد تا كار خود را به خوبى انجام دهند .
5 - ( و لا يضعف عقدا اعتقده لك . . . ) اگر او را براى گفتگو با دشمنت بفرستى ، او با همه توان مىكوشد كه وظايف طرف مقابل را نسبت به تو محكم و تضمين شده گرداند و وظايف تو نسبت به او را به شرايط مختلفى مقيد ساخته و زمينه رهايى از آنها را براى تو فراهم آورد . آيا به راستى با وجود همه اين توصيههاى حكيمانه و سياستمدارانه باز مىتوان گفت كه امام على عليه السّلام از سياست چيزى نمىدانست ؟ « 1 »
6 - ( و لا يجهل مبلغ قدر نفسه في الأمور . . . ) ادعاى گزاف نمىكند و احتمال خطا به خود مىدهد و انتقادات ديگران را مىپذيرد و گوشى شنوا دارد و مهلت كافى به گوينده مىدهد كه سخنش را كامل كند .
7 - ( ثمّ لا يكن اختيارك إيّاهم على فراستك و استنامتك و حسن الظّنّ منك ) حدس و پيشگويى راهى علمى و مطمئن براى شناخت نيست ؛ به ويژه در امور مهم و مصالح عمومى جامعه كه تصميمگيرى در آنها آثار فراوانى بر افراد و سرنوشت جامعه دارد . ( و لكن اختبرهم بما ولّوا للصّالحين قبلك . . . ) براى شناخت هريك از حقايق ، شيوه مناسب آن وجود دارد . حقايق دينى از راه وحى شناخته مىشوند و حقايق فلسفى از راه انديشه و تأمل و حقايق عرفى از راه بررسى عادات
هامش
( 1 ) . نك : الامام على عليه السّلام صوت العدالة الانسانية ، جرج جرداق : 4 / 775 .