الحدوة : اصرار .
ساختار ادبى
اختيارا : مفعولله هستند .
اخلاقا ، اعراضا ، اشراقا : تمييز هستند .
احد : فاعل فعل محذوف است : « فان بسط احد منهم » .
شاهدا : حال است .
شرح و تفسير
دولت ، سازمانى بشرى است كه قدرت خود را به نمايندگى از ملت دارد و اين قدرت را براى حفظ مصالح مردم به كار مىگيرد . ازاينرو به اعضاى اين سازمان ، مأمور و كارگزار گفته مىشود . دولت از سازمان و نظامى برخوردار است كه وظيفه هريك از افراد آن را تعيين مىكند و شخصيتى قراردادى براى همه مجموعه اعضايش پديد مىآورد و به هريك سمتى قانونى مىبخشد . بنابراين هريك از افراد دولت از دو شخصيت برخوردارند : شخصيت حقيقى كه ويژگىهاى شخصى و طبيعى هرفرد را نشان مىدهد و شخصيت حقوقى كه ويژگىهاى قراردادى و اعتبارى افراد را نشان مىدهد . هرحاكم و زمامدارى براى اداره امور دولت به مجموعهاى از كارمندان و كارگزاران نياز دارد كه به واسطه آنها كارهاى مختلف دولت و اداره امور و حفظ حقوق شهروندان و . . . انجام مىشود . امام در اين مقطع از اين گروه سخن مىگويد .
( ثمّ انظر في أمور عمّالك ) اين بند خطاب به مالك اشتر است كه نامه به وى نوشته شده است . بنابراين امام درباره كارگزاران هروالى سخن مىگويد كه