شناخته و حكم مناسب آن را به دست آورده و داورى خود را بهطور صريح و بدون تزوير به انجام رساند .
( ثمّ اختر للحكم بين النّاس أفضل رعيّتك في نفسك ) هدف از قضاوت ، رفع اختلاف و درگيرى در حقوق است . اين هدف در صورتى محقق مىشود كه صفات زير در قاضى فراهم آيد :
1 - قاضى بهطور انتصابى تعيين شده و از راه انتخابات برگزيده نشود .
امروزه بيشتر كشورهاى جهان از اين شيوه پيروى مىكنند . تعيين قاضيان به استقلال آنها لطمهاى نمىزند ؛ زيرا حاكم پس از انتخاب قاضيان ديگر در امورشان دخالت نمىكند و آنان در انجام وظايف خود مستقل هستند . شيوه انتخاباتى در تعيين قضات نيز در برخى كشورها مانند آمريكا و برخى كشورهاى سابق سوسياليستى رايج است . اين شيوه ، مشكلات فراوانى به بار مىآورد . بيشتر شهروندان از ويژگىها و شرايط ضرورى براى تعيين قاضى آگاهى ندارند و انتخابات نيز غالبا متأثر از ابزارهاى تهديدى و تشويقى هستند و درگيرىهاى احزاب نيز در انتخابات اثر مىگذارد . به هررو قضات ، انسانهايى غير معصوم هستند و طبيعى است كه به سمت طرفداران و حمايتكنندگان خود متمايل شوند .
2 - قاضى بايد احكام شريعت را به درستى شناخته و در موارد مناسب آن به كار گيرد : ( ممّن لا تضيق به الأمور ) .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 434
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤٣٤