لا يحصر من الفىء : از بازگشت به حق و پذيرش آن به تنگ نمىآيد . شيخ محمد عبده و ديگران گفتهاند كه اين تعبير به معناى توانايى داشتن در سخنگويى است . « 1 » معناى نخست با ظاهرعبارت سازگارتر است .
لا يزدهيه : از ريشه « زهو » به معناى عجب و خودبينى .
الاغتيال : در اينجا به معناى سخنچينى آمده است .
ساختار ادبى
تبرّما : تمييز است .
ليأمن : « ان » مقدر بعد از لام به آن نصب داده است . اين فعل به مصدر تأويل مىرود و متعلق به « اعطه » است .
شرح و تفسير
امام پس از سخن از سپاهيان به بحث از قوه قضائيه و ضرورت استقلال آن از ديگر قوا مىپردازد . امروزه قاضى حق قانونگذارى و اجراى قوانين را ندارد ؛ چرا كه براى هريك از اين دو كار قوه مستقلى در نظر گرفته شده است . بسيارى از فقيهان و حقوقدانان گفتهاند كه قاضى نبايد برمبناى اطلاع شخصى خود قضاوت كند تا متهم به سوءاستفاده شخصى نگردد . « 2 » به هررو قانونگذار به قاضى اختيار كامل داده كه موضوع داورى را بهطور دقيق
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 3 / 94 .
( 2 ) . نك : الانتصار ، شريف مرتضى : 487 ؛ المبسوط ، سرخسى : 16 / 105 ، بداية المجتهد : 2 / 507 ؛ حلية الاولياء : 8 / 142 ؛ الوجيز : 2 / 241 ؛ الحاوى الكبير : 16 / 322 ؛ كتاب الام : 6 / 216 ؛ المدونة الكبرى : 5 / 148 ، الخلاف ، طوسى : 6 / 243 ؛ المغنى : 11 / 402 .