ترجمه
پس سپاهيان به فرمان خدا ، پناهگاه استوار رعيّت ، و زينت و وقار زمامداران ، شكوه دين ، و راههاى تحقّق امنيت كشورند . امور مردم جز با سپاهيان استوار نگردد ، و پايدارى سپاهيان جز به خراج و ماليات رعيّت انجام نمىشود كه با آن براى جهاد با دشمن تقويت گردند ، و براى اصلاح امور خويش به آن تكيه كنند ، و نيازمندىهاى خود را بر طرف سازند . سپس سپاهيان و مردم ، جز با گروه سوم نمىتوانند پايدار باشند ، و آن قضات ، و كارگزاران دولت ، و نويسندگان حكومتند ، كه قراردادها و معاملات را استوار مىكنند ، و آنچه به سود مسلمانان است فراهم مىآورند ، و در كارهاى عمومى و خصوصى مورد اعتمادند . و گروههاى ياد شده بدون بازرگانان ، و صاحبان صنايع نمىتوانند دوام بياورند ، زيرا آنان وسائل زندگى را فراهم مىآورند ، و در بازارها عرضه مىكنند ، و بسيارى از وسايل زندگى را با دست مىسازند كه از توان ديگران خارج است . قشر ديگر ، طبقه پايين از نيازمندان و مستمندانند كه بايد به آنها بخشش و يارى كرد . براى تمام اقشار گوناگون ياد شده ، در پيشگاه خدا گشايشى است ، و همه آنان به مقدارى كه امورشان اصلاح شود بر زمامدار ، حقّى مشخّص دارند ، و زمامدار بر انجام آنچه خدا بر او واجب كرده است نمىتواند موفّق باشد جز آنكه تلاش فراوان نمايد ، و از خدا يارى بطلبد ، و خود را براى انجام حق آماده سازد ، و در همه كارها ، آسان باشد يا دشوار ، شكيبايى ورزد .
واژهشناسى
المعاقد : معاملات .