نيز در اين بند از استقلال قوه قضاييه در كنار نيروى نظامى و قوه كارگزاران ياد كرده است . استقلال قوه قضاييه به حفظ و حمايت حقوق شهروندان از تجاوز و ستم مىانجامد . قانونگذارى در اسلام تنها از آن خداوند است و راه شناخت آن نيز در قرآن و سنت بيان شده است .
4 - ( عمّال الإنصاف و الرّفق ) خليفه كارگزارانى را در مناطق مختلف سرزمين اسلامى تعيين مىكند تا بر مردم به انصاف حكومت كنند و با آنان مدارا نمايند .
5 - ( أهل الجزية . . . من أهل الذّمّة ) در اين بند به اهل كتاب اشاره شده كه با پذيرش شروط جامعه اسلامى در آن زندگى مىكنند .
6 - ( و الخراج . . . من مسلمة الامة ) طبقه ديگر عموم مسلمانان هستند كه خراج به دولت اسلامى مىدهند .
7 - ( التّجّار ) بازرگانان نيز طبقه مستقل به شمار مىروند .
8 - ( و أهل الصّناعات ) پيشهوران و صنعتگران از ديگر طبقات جامعه هستند .
9 - ( الطّبقة السّفلى ) تهيدستان و بيچارگان طبقه زيرين جامعه به شمار مىروند . ( من ذوي الحاجة و المسكنة ) اين طبقه شامل بيوهزنان ، يتيمان ، ناتوانان و هركارگر و كشاورز و كاسب و شغل ديگرى مىشود كه توانايى به دست آوردن هزينه زندگى خود را ندارد .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 417
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤١٧