( و أكثر مدارسة العلماء و مناقشة الحكماء ) منظور از دانش در اينجا حفظ لغت و قواعد صرف و نحو و حتى شناخت فقه و اصول و علوم طبيعى نيست و منظور از حكمت نيز خواندن فلسفه و علم كلام نيست . منظور از علم و حكمت در اينجا هر امر مفيد براى پيشبرد زندگى و آبادانى سرزمين و آسايش بندگان خداست . ( في تثبيت ما صلح عليه أمر بلادك و إقامة ما استقام به النّاس قبلك ) علم و حكمت حقيقى ، خير و نيكى براى بشريت به ارمغان مىآورد .
امام در ادامه اين نامه به بيان طبقات مردم در جامعه مىپردازد . اين طبقهبندى برمبناى ثروت يا مقام و يا فاميل و خويشاوندان و حتى دين و مذهب نيست ؛ بلكه برمبناى كارها و وظايفى است كه هر نسلى از نسل ديگر به ارث برده و به آنها مشغول مىشود . اين كاركردهاى اجتماعى در جامعهشناسى بحث مىشود . در بين گروهى از پژوهشگران معروف است كه ابن خلدون براى نخستين بار اين دانش را پايهگذارى كرد و از آن سخن گفت ؛ اما « اخوان الصفا » چهار سده پيش از ابن خلدون به اين مباحث پرداخته بودند و امام نيز پيش از آنها در عهدنامه مالك اشتر به اين بحث پرداخته است . امام در مجموعه سفارشها و توصيهها به اين موضوع پرداخته و اخوان الصفا در رسالهاى از اين موضوع بحث كردهاند و ابن خلدون آن را به شكل دانشى درآورد . اين دانش پس از وى به فراموشى سپرده شد تا آن كه اوگوستكنت از نو آن را احيا كرد .
( و اعلم أنّ الرّعيّة طبقات لا يصلح بعضها إلّا ببعض و لا غنى ببعضها عن بعض ) زندگى در هر جامعهاى - هرچند پيشرفته يا عقبمانده باشد - جز با
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 415
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤١٥