الفا : از روى محبت .
يبجحوك : تو را شاد مىكنند .
الزهو : عجب و خودبينى .
العزة : تكبر و بزرگبينى .
التزهيد ، التدريب : عادت دادن .
حسن البلاء : نيكى كردن .
سوء البلاء : بدى كردن .
ساختار ادبى
خير الحلف : مفعول « واجد » است .
مؤونة : تمييز است .
واقعا : حال براى « مما كره » است .
ما الزم : « ما » منصوب به نزع خافض است .
بأدعى : « باء » زايد است .
نصبا : مفعول براى « يقطع » است .
مشورت
( و لا تدخلنّ في مشورتك بخيلا يعدل بك عن الفضل . . . ) منظور از مشورت در اينجا نظام مردمسالارى در برابر استبداد و ديكتاتورى نيست بلكه تنها به گرفتن نظر و مشورت از كسانى نظر دارد كه صلاحيت آن را دارند . امام از گرفتن نظر انسان بزدل و بخيل و حريص نهى مىكند . بخيل و حريص هردو از جهت شيوه گرفتن و دادن اموال يكسان هستند ؛ ولى دومى حرص بيشترى از اولى دارد و همه شب و روز خود را براى رسيدن به بهره بيشترى از دنيا