ذكاوت باشند . آنان به فريب و گمراهى ديگران مشغولند و عقل و هوش خود را ابزارى براى دزدى و جنايت ساختهاند . پس خود را با اهل دين و صلاح همراه ساز كه آنان در نصيحت و مشورت به نيرنگ رو نمىآورند و خود را همسان ديگران شمرده ، براى خود برترى قايل نمىشوند . در بين اينگونه افراد نيز اهل خرد و مشورت فراوان يافت مىشود . سزاوار به يادآورى است كه امام از كمك گرفتن از مجرمان در موارد لازم نهى نمىكند بلكه از اعتماد و اطمينان كردن به آنها برحذر مىدارد . بديهى است كه هر انسانى از جهاتى داراى خير و از جهات ديگرى داراى شر است و نبايد وجود جهات بدى در فردى ، مانع استفاده از او در جهات نيكى شود .
( ثمّ ليكن آثرهم عندك أقولهم بمرّ الحقّ لك ) حق براى هواپرستان تلخ و سنگين است و براى عالمان دادگر ، گمشدهاى است كه در هرجا آن را مىجويند . پس هرگاه كسى از آنان را يافتى ، او را به خود نزديك ساز و مقامش را بلند گردان . ( و أقلّهم مساعدة فيما يكون منك ممّا كره اللّه لأوليائه ) كسانى را به خود نزديك كن كه براى منافع دنيوى به يارى باطل برنمىخيزند و كارهاى زشت تو را نيكو جلوه نمىدهند . ( ثمّ رضهم ) آنان را عادت بده كه تو را از روى باطل نستايند . ( على ألّا يطروك و لا يبجحوك بباطل لم تفعله ) فرصتطلبان از روى نفاق و ريا به مدح و ستايش قدرتمندان مىپردازند .
زمامدار آگاه و با بصيرت بايد از اهداف حقيقىشان آگاه گشته و جايگاه مناسب را برايشان قرار دهد . انسانهاى نادان و ناچيز هستند كه به تشويق و مدح اطرافيان فريفته شده و ستايش خيانتكاران در آنان اثر مىگذارد .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 410
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤١٠