بىنياز سازد . اگر بدكاران به خود را بخشيدى ، پشيمان نباش كه بخشش در هرحال نيكو و فضيلت است . اگر از دشمن خود نيز انتقام گرفتى شاد نشو كه خداوند فرموده است : « گذشت كردن شما به تقوا نزديكتر است . » « 1 » به هيچ آفريدهاى تجاوز و تعدّى مكن ؛ حتى اگر او به تو چنين كرده باشد ؛ مگر آنكه بخشش تو به گستاخى بيشتر او در دشمنى و تجاوز به ديگران بينجامد .
( و لا تقولنّ إنّي مؤمّر آمر فأطاع فإنّ ذلك إدغال في القلب و منهكة للدّين ) واژه « ادغال » به معناى فسادانگيزى و خرابكارى است و « منهكة » نيز به معناى ضعف و سستى است . امام مىگويد كه به منصب رياست غره مشو و خود را فرمانده مردم و مردم را مطيع خويش ننگر كه اين غرور به تباهى قلب و سستى دين تو انجاميده ، سرانجام تو را به هلاكت مىاندازد . ( و إذا أحدث لك ما أنت فيه من سلطانك أبّهة أو مخيلة . . . من عقلك ) شيطان از راه كبر در جان تو مىدمد و به تو چنين وانمود مىكند كه انسانى بزرگ و بىهمتا هستى .
شاعرى در اينباره مىگويد : « القاب و عناوينى كه در جايى نامناسب به كار روند ؛ گربه را به چهره شير نمايش مىدهند . » « 2 »
هرگاه غرور و تكبر به تو دست داد ، به خداوند پناه ببر و عظمت و بزرگى او را به ياد آور و بدانكه تو در دست قدرت او هستى و هيچ سود و زيانى از خويش ندارى . در اين هنگام است كه شيطان از تو دست كشيده و
هامش
( 1 ) .أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوىبقره / 2 : 237 .
( 2 ) . اين بيت به ابن شرف نسبت داده شده و برخى نيز آن را به حسن بن رشيق يا محمد بن عمار مهرى اندلسى نسبت دادهاند . نك : ديوان مهرى اندلسى : 59 و 60 ؛ نفح الطيب : 1 / 214 و 4 / 255 ؛ وفيات الاعيان : 4 / 428 ؛ تاريخ ابن خلدون : 1 / 155 و 229 ؛ سير اعلام النبلا : 17 / 144 .