خودپسندى را بىارزش مىكند . با خدا و با مردم و با خويشاوندان نزديك و با افرادى از رعيّت خود كه آنان را دوست دارى ، انصاف را رعايت كن كه اگر چنين نكنى ستم روا داشتى و كسى كه به بندگان خدا ستم روا دارد ، خدا به جاى بندگانش دشمن او خواهد بود و آن را كه خدا دشمن شود ، دليل او را نپذيرد كه با خدا سر جنگ دارد تا آنگاه كه بازگردد يا توبه كند و چيزى چون ستمكارى ، نعمت خدا را دگرگون نمىكند و كيفر او را نزديك نمىسازد كه خدا دعاى ستمديدگان را مىشنود و در كمين ستمكاران است .
واژهشناسى
سبعا ضاريا : درنده وحشى .
استكفاك : از او خواست كه حالشان را بهبود سازى .
تبجحنّ : شاد و خوشحال مشو .
المندوحة : گشايش و فراخى .
الابّهة : تكبر و بزرگبينى .
المخيلة : عجب و غرور .
يطامن : آرام مىسازد و مىكاهد .
طماحك : بلندپروازى .
غربك : شدت و تندى .
يفىء : بازمىگردد .
عزب : پنهان مىشود .
المساماة : مسابقه و رقابت در عظمت و بزرگى .
ادحض : باطل ساخت .