تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
بر طرف نمىكند ، بلكه بر آنها مىافزايد . گرفتارى انسان جديد در همين است كه علىرغم پيشرفت فراوان در زندگى خود ، جنايات و خرابى فراوان به بار آورده است . آبادانى سرزمين و خوشبختى مردم جز از راه پرهيزكارى و اخلاص ميسر نيست . ( أنّي قد وجّهتك إلى بلاد قد جرت عليها دول قبلك من عدل و جور ) همه سرزمين‌ها از زمامداران خود سود يا زيان ديده‌اند ؛ اما بيشتر زمامداران از اشرار بوده و به مردم خود بدى مىرسانند و زمامداران نيك ، بسيار اندك هستند . ( و أنّ النّاس ينظرون من أمورك في مثل ما كنت تنظر فيه من أمور الولاة قبلك . . . تقول فيهم ) پادشاهان و اميران هيچ سلطه‌اى بر جان‌ها و نيت‌ها و زبان و انديشه آدميان ندارند . مردم از ظلم و ستم زمامداران سخن مىگويند و بر آنها خرده مىگيرند و تو نيز اى مالك در گذشته چنين مىكردى . پس همه تلاش خود را انجام ده تا هيچ زمينه ضعف و نكوهش در كار تو نباشد . ( و إنّما يستدلّ على الصّالحين بما يجري اللّه لهم على ألسن عباده ) خشنودى ضعيفان از زمامداران ، نشانه عدالت‌پيشگى زمامداران است . ( فاملك هواك و شحّ بنفسك عمّا لا يحلّ لك ) نفس خود را از بدى بازدار و به خوبى وادار و به اين‌گونه در راه نجات و امان گام بردار .

همه مردم از خاكند ! ( 3 - 5 )

« و أشعر قلبك الرّحمة للرّعيّة و المحبّة لهم و اللّطف بهم و لا تكوننّ عليهم سبعا ضاريا تغتنم أكلهم فإنّهم صنفان إمّا أخ لك في الدّين و إمّا نظير لك في الخلق يفرط منهم الزّلل و تعرض لهم العلل و