تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
را از بين ميوه‌ها و محصولات سودمند جدا كند . منظور امام از اين تعبير آن است كه وى درصدد آسوده ساختن انسانيت از شر معاويه است . ( إليك عنّي يا دنيا فحبلك على غاربك ) امام در جاى ديگرى درباره دنيا فرموده است : « نيازى به تو ندارم كه من تو را سه طلاقه كرده و بازگشتى در اين طلاق نيست . » « 1 » ( قد انسللت من مخالبك و أفلتّ من حبائلك . . . ) من خويشتن را از لذت‌ها و شهوات دنيا رها ساخته و بر آخرت و پاداش اخروى وقف كرده‌ام . ( أين القرون الّذين غررتهم بمداعبك . . . ) همه چيز در زمين رو به فنا است و تنها خداوند مقتدر و گرامى باقى خواهد ماند . شبيه اين تعبير بارها پيش از اين گذشت . ( من وطئ دحضك زلق و من ركب لججك غرق ) امام با دنيا سخن مىگويد . ( و السّالم منك لا يبالي إن ضاق به مناخه . . . ) كسى كه از فتنه‌ها و نيرنگ‌هاى دنيا رهايى يابد به آسودگى زندگى خود توجه چندانى ندارد . انسان عاقل به دنيا و خوشىها و رنج‌هايش بهايى نمىدهد ؛ زيرا دنيا رو به زوال است و آخرت خانه پايدار است . پيش از اين بارها در اين‌باره سخن گفته شد . ( فو اللّه لا أذلّ لك فتستذلّيني ) به هيچ‌يك از جلوه‌هاى دنيا طمع ندارم ؛ زيرا طمع ، آدمى را به خوارى مىكشاند و من در برابر هيچ كس ، ابراز خوارى و كوچكى نمىكنم ؛ مگر در برابر خداوند كه عزت و بلندى حقيقى از اوست . ( و لا أسلس لك فتقوديني ) امام در برابر بزرگ‌ترين بهره و جلوه دنيا نيز نرم و فرمانبردار نمىشود . ( لأروضنّ نفسي رياضة تهشّ معها إلى القرص إذا قدرت عليه
هامش
( 1 ) . « لا حاجة لي فيك قد طلّقتك ثلاثا لا رجعة فيها » نهج البلاغه : حكمت 75 .