تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
سخن مغيرة را به وى رساند . معاويه با شتاب ، مغيرة را فراخواند و راه تحقق اين هدف را از او جويا شد . مغيرة گفت كه كار آسان است . من از كوفه براى يزيد بيعت مىگيرم و زياد از بصره بيعت مىگيرد و شام در اختيار تو است و بقيه سرزمين‌ها پيرو هستند . معاويه او را دوباره در منصب خويش ابقاء كرد . « 1 » معاويه در زمان حيات امام على عليه السّلام نتوانست زياد را به سمت خود بكشاند . او در آن هنگام والى امام بود و چون نامه معاويه به وى رسيد ، در بين مردم خطبه خواند و چنين گفت : « شگفتا از فرزند خورنده جگرها و سركرده نفاق كه مىخواهد بين من و عموزاده پيامبر خدا شكاف اندازد و مرا به خود جلب كند . » « 2 » مغيرة پس از صلح امام حسن از سوى معاويه نزد زياد رفت و او را به پيوستن به معاويه فراخواند و در برابر به او وعده امارت هر سرزمينى به دلخواه خود را داد . زياد با اين شرط پذيرفت و كارگزار بصره گشت . اين شيوه همه دنيازدگان مانند مغيرة و عمروعاص است كه تنها زبان خريد و فروش را مىفهمند . سپس عقاد درباره اين سه تن مىافزايد : « آنان سه نابغه معروف عرب هستند كه هيچ‌يك نتوانست بر زيركى معاويه فائق آيد و آنان بيش از آن‌كه از معاويه استفاده كنند ، معاويه از آنان استفاده كرد . » « 3 »
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى : 2 / 96 ؛ تاريخ ابن خلدون : 3 / 16 . ( 2 ) . تاريخ دمشق : 19 / 175 ؛ النصائح الكافية لمن يتولى معاوية : 81 ؛ الغدير : 10 / 520 ؛ نهج السعادة : 5 / 358 . ( 3 ) . معاوية بن ابى سفيان : 38 به بعد .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 331 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى