تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
ادّعايى بدون انديشه و با وسوسه شيطان كرد كه نه نسبى را درست مىكند و نه كسى با آن سزاوار ارث مىشود . ادّعاكننده چونان شترى بيگانه است كه در جمع شتران يك گله وارد شده تا از آبشخور آب آنان بنوشد كه ديگر شتران او را از خود ندانسته و از جمع خود دور كنند يا چونان ظرفى كه بر پالان مركبى آويزان و پيوسته از اين‌سو بدان سو لرزان باشد .

واژه‌شناسى

يستزل : ديگرى را به لغزش و انجام گناه وامىدارد . اللب : عقل و خرد . يستفل : مخدوش مىكند . غربك : نشاط و اراده مصمم . الغرة : غفلت و سادگى . الفلتة : هرچه بدون تدبير و تأمل رخ دهد . النزغة : وسوسه و انديشه شيطانى . الواغل : طفيلى . المدفّع : ممنوع . النوط : زينى كه به پشت مركب بسته نشود .

شرح و تفسير

معاويه در پيشبرد اهداف شيطانى خود هرگز نوميد نمىشد . او به كسانى مانند عبد اللّه بن عمر و سعد بن ابى وقاص كه از جنگ كنار كشيده بودند ، نامه نگاشته و از آنان در جنگ با امام على عليه السّلام يارى خواست و حتى چنين نامه‌هايى به نزديك‌ترين و وفادارترين ياران امام مانند قيس بن سعد بن عباده