ادّعايى بدون انديشه و با وسوسه شيطان كرد كه نه نسبى را درست مىكند و نه كسى با آن سزاوار ارث مىشود . ادّعاكننده چونان شترى بيگانه است كه در جمع شتران يك گله وارد شده تا از آبشخور آب آنان بنوشد كه ديگر شتران او را از خود ندانسته و از جمع خود دور كنند يا چونان ظرفى كه بر پالان مركبى آويزان و پيوسته از اينسو بدان سو لرزان باشد .
واژهشناسى
يستزل : ديگرى را به لغزش و انجام گناه وامىدارد .
اللب : عقل و خرد .
يستفل : مخدوش مىكند .
غربك : نشاط و اراده مصمم .
الغرة : غفلت و سادگى .
الفلتة : هرچه بدون تدبير و تأمل رخ دهد .
النزغة : وسوسه و انديشه شيطانى .
الواغل : طفيلى .
المدفّع : ممنوع .
النوط : زينى كه به پشت مركب بسته نشود .
شرح و تفسير
معاويه در پيشبرد اهداف شيطانى خود هرگز نوميد نمىشد . او به كسانى مانند عبد اللّه بن عمر و سعد بن ابى وقاص كه از جنگ كنار كشيده بودند ، نامه نگاشته و از آنان در جنگ با امام على عليه السّلام يارى خواست و حتى چنين نامههايى به نزديكترين و وفادارترين ياران امام مانند قيس بن سعد بن عباده