تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
سوگند به خدا ، اگر حسن و حسين چنان مىكردند كه تو انجام دادى ، از من روى خوش نمىديدند و به آرزو نمىرسيدند تا آن‌كه حق را از آنان باز پس ستانم و باطلى را كه به دستم پديد آمده ، نابود سازم . به پروردگار جهانيان سوگند ، اگر آن‌چه كه تو از اموال مسلمانان به ناحق بردى ، بر من حلال بود ، خشنود نبودم كه آن را ميراث بازماندگانم قرار دهم . پس دست نگهدار و انديشه نما ! فكر كن كه به پايان زندگى رسيده‌اى و در زير خاك‌ها پنهان شده و اعمال تو را بر تو عرضه داشتند . آن‌جا كه ستمكار با حسرت فرياد مىزند و تباه‌كننده عمر و فرصت‌ها ، آرزوى بازگشت دارد ؛ امّا « راه فرار و چاره مسدود است . »

واژه‌شناسى

تسيغ لك شرابا : به گوارايى مىنوشى . افاء المال عليه : آن اموال را غنيمت خويش شمرد . الهوادة : نرمى و مدارا . فضحّ : چارپايان را در ميانه روز به چرا برد . در اين‌جا منظور مكث كردن و تأمل كردن است . المدى : غايت و مقصد . المناص : راه فرار .

ساختار ادبى

كان عندنا : « كان » زايد است و تنها دلالت بر زمان گذشته دارد . كيف تسيغ : حال است .