سوگند به خدا ، اگر حسن و حسين چنان مىكردند كه تو انجام دادى ، از من روى خوش نمىديدند و به آرزو نمىرسيدند تا آنكه حق را از آنان باز پس ستانم و باطلى را كه به دستم پديد آمده ، نابود سازم . به پروردگار جهانيان سوگند ، اگر آنچه كه تو از اموال مسلمانان به ناحق بردى ، بر من حلال بود ، خشنود نبودم كه آن را ميراث بازماندگانم قرار دهم . پس دست نگهدار و انديشه نما ! فكر كن كه به پايان زندگى رسيدهاى و در زير خاكها پنهان شده و اعمال تو را بر تو عرضه داشتند . آنجا كه ستمكار با حسرت فرياد مىزند و تباهكننده عمر و فرصتها ، آرزوى بازگشت دارد ؛ امّا « راه فرار و چاره مسدود است . »
واژهشناسى
تسيغ لك شرابا : به گوارايى مىنوشى .
افاء المال عليه : آن اموال را غنيمت خويش شمرد .
الهوادة : نرمى و مدارا .
فضحّ : چارپايان را در ميانه روز به چرا برد . در اينجا منظور مكث كردن و تأمل كردن است .
المدى : غايت و مقصد .
المناص : راه فرار .
ساختار ادبى
كان عندنا : « كان » زايد است و تنها دلالت بر زمان گذشته دارد .
كيف تسيغ : حال است .