اگر خواستى از برادرت جدا شوى ، جايى براى دوستى باقى گذار تا اگر روزى خواست به سوى تو بازگردد بتواند . كسى كه به تو گمان نيك برد ، او را تصديق كن و هرگز حق برادرت را به اعتماد دوستى كه با او دارى ضايع نكن ؛ زيرا آن كس كه حقّش را ضايع مىكنى با تو برادر نخواهد بود . و افراد خانوادهات بدبختترين مردم نسبت به تو نباشند و به كسى كه به تو علاقهاى ندارد ، دل مبند . مبادا برادرت براى قطع پيوند دوستى ، دليلى محكمتر از برقرارى پيوند با تو داشته باشد و يا در بدى كردن ، بهانهاى قوىتر از نيكى كردن به تو بياورد . ستمكارى كسى كه بر تو ستم مىكند ، در ديدهات بزرگ جلوه نكند ؛ چه او به زيان خود و سود تو كوشش دارد و سزاى آن كس كه تو را شاد مىكند ، بدى كردن نيست .
واژهشناسى
صرم : بريدن و جدايى .
صدود : دورى .
الجمود : بخل .
ساختار ادبى
عاقبة : تمييز .
مغبة : تمييز .
يوما : ظرف و منصوب است .
اتكالا : مفعولله براى « تضيعن » است .