تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
الحديد مىگويد كه روزى از حاتم اصم خواستند كه كمى قرآن بخواند . او نيز چنين خواند : « الم ، اين كتاب از هرگونه شك و ترديدى تهى و هدايتگر پرهيزكارانى است كه به غيب ايمان دارند و نماز به پا مىدارند و آن‌چه را به آنها بخشيده‌ايم ، گنجينه مىكنند . » به او گفتند كه اين آيات را نادرست خواندى ! او گفت كه درست مىگوييد ؛ ولى اين توصيف حال شما است . « 1 » ( أنّ أمامك عقبة كئودا المخفّ فيها أحسن حالا من المثقل ) انجام كارهاى نيك به كوشش و بردبارى نياز دارد . ازاين‌رو از آنها با عنوان تنگه سخت ياد شده است . سبكبار نيز كسى است كه گناهان و آلودگىهايى در خود نداشته باشد و كسى كه كار نيك با خود نداشته باشد ، در اين راه عقب مىماند . تعبير « اقبح » در اين‌جا به معناى مطلق زشتى است و مفهوم برترى در آن نيست ؛ زيرا شتاب در راه رسيدن به خشنودى و بخشايش خداوند از هرگونه زشتى تهى است . ( و ان مهبطك بها لا محالة امّا على جنّة ) اگر بهشت را هدف خود قرار دهى ، خداوند نيز آن را براى تو مهيا خواهد ساخت . ( أو على نار ) گرفتارى در آتش جهنم در صورتى است كه راه دشمنى و نافرمانى در پيش گيرى . ( فارتد لنفسك قبل نزولك ) راه رهايى را براى خود برگزين . ( و وطّئ المنزل قبل حلولك ) زمينه را براى راحتى و آسايش ابدى خود فراهم ساز . ( فليس بعد الموت مستعتب ) پس از مرگ ديگر راهى براى درخواست بخشش و گذشت نيست ( و لا إلى الدّنيا منصرف ) و فرصتى براى كار دوباره و جبران گذشته نيست . خلاصه آن‌كه انسان به هدف خود در زندگى بدون جهاد و بردبارى و
هامش
( 1 ) . سير اعلام النبلا : 11 / 484 ؛ الرسالة القشيرية : 379 ، چاپ بيروت ؛ طبقات الاوليا : 178 ؛ النجوم الزاهرة : 2 / 291 ؛ تاريخ بغداد : 8 / 241 ؛ اللباب : 1 / 75 .