تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
و گفتار و كردارت را راست گردان كه رهايى از تنبلى خود نعمت بزرگى است و سزاوار سپاس و فرمانبردارى از خداوند است . ( أنّ أمامك طريقا ذا مسافة بعيدة ) دنيا ، در اين بند به راهى توصيف شده است كه از آن گذشته و عبور مىكنيم . سختى اين راه همان گرفتارىها و مشكلات زندگى دنيا است و اين زندگى بدون صبر بر گرفتارىها و توشه گرفتن از تقوا ارزشى ندارد . ( مع خفّة الظّهر ) بايد از بار گناهان كاست و سبكبار گشت . ( فلا تحملنّ على ظهرك فوق طاقتك ) بارهاى سنگينى بر دوش خود قرار نده كه تو را خوار و زمين‌گير گرداند . ( و إذا وجدت من أهل الفاقة من يحمل لك زادك إلى يوم القيامة ) توشه رهايى ساز از عذاب روز قيامت ، از نوع دانش و سخنورى يا ذكر و تسبيح و يا مال و مقام نيست . اين توشه را نيكوكارى انسان به همنوعان خود در زندگى دنيا مىسازد . انسان نيكوكار به همنوعان خود در دنيا كمك مىكند و خود را نيز در آخرت از عذاب خداوند رهايى مىبخشد . امام در جاى ديگرى مىفرمايد : « بدترين توشه براى روز ديگر ، دشمنى به بندگان خداوند است . » « 1 » بنابراين از اين عبارت چنين برداشت مىكنيم كه بهترين توشه براى روز ديگر ، نيكى كردن به بندگان خداوند است . ( و اغتنم من استقرضك في حال غناك ليجعل قضاءه لك في يوم عسرتك ) تهيدستان در دنيا چيزى را از تو مىگيرند كه تو به آن نياز ندارى و خداوند در برابر آن پاداشى چند برابر به تو در قيامت مىدهد كه تو در آن روز به آن پاداش بىاندازه نيازمندى . ابن ابى
هامش
( 1 ) . « بئس الزّاد إلى المعاد العدوان على العباد » نهج البلاغه : حكمت 221 .