تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
است و دشمنى ، جز به جنگ و تفرقه و عقب‌ماندگى نمىانجامد . محبت ، منشأ همه نيكىها و فضيلت‌ها است و بدون آن هيچ خانواده و جامعه‌اى شكل نمىگيرد . خداوند ما را آفريد تا يكديگر را دوست بداريم . برتراند راسل مىگويد : « ديدگاه اخلاقى خود را در اين سخن خلاصه مىكنم كه زندگى نيك ، از محبت ، الهام مىگيرد و از معرفت ، هدايت . » « 1 » بنابراين همه واجبات و محرمات برپايه نظريه محبت استوار گشته‌اند و كسى كه به حقوق مردم تجاوز كند و با آنان بدرفتارى نمايد ، حيوانى درنده‌خو است . ( و لا تقل ما لا تعلم ) اين عبارت بدون هيچ تغييرى در بخش سوم از اين وصيت‌نامه تكرار و شرح شد . ( و إن قلّ ما تعلم ) اگر تو را به اندكى علم و دانش توصيف كنند ، باز نبايد در مواردى سخن بگويى كه نمىدانى . ( و اعلم أنّ الإعجاب ضدّ الصّواب و آفة الألباب ) خودشيفتگى نوعى مستى است كه همانند شراب ، خرد را زايل مىكند . ( فاسع في كدحك ) تلاش و كوشش كن و سربار ديگران نباش كه تنبلى آفت زندگى است و انسان بدون كار و تلاش از هيچ ارزشى برخوردار نيست . بهترين مردم كسى است كه ديگران را بر دوش گيرد و نه آن‌كه خود بر دوش ديگران باشد . اگر تلاش پيوسته انسان‌ها در طول تاريخ نبود ، آنها هنوز همانند جانوران در جنگل‌ها مىزيستند . ( و لا تكن خازنا لغيرك ) دارايى افزون بر نياز خود را بين نيازمندان تقسيم كن و نيازشان را برآورده ساز . ( و إذا أنت هديت لقصدك فكن أخشع ما تكون لربّك ) اگر فرصت كار و تلاش در اختيار تو نهاده شده است ، خدا را سپاس گو
هامش
( 1 ) . السلطان : 156 ، ترجمه : خيرى حماد ، چاپ اول ، 1962 .